تبليغاتX
ایران آزاد
 

خيييييييييييييلي قشنگ بود.لطيف و آرام و عاشقانه

 

ايرج کريمی در فيلم "باغهای کندلوس" که چهارمين ساخته اوست، با مهارت بيشتری با ابزار سينما به بيان دغدغه های خود پرداخته است، و به نظر می رسد که همانگونه که خود می گويد، راهش را يافته است.

کريمی دريافته که برای پرداختن به عوالم خاص خود چاره ای ندارد، جز آنکه خرج چندانی روی دست سرمايه گذاران آثارش نگذارد، پس هوشمندانه توانسته تعادلی بين طرحها و دغدغه های خود و هزينه آثارش برقرار کند.

او با سماجت راه خود را می رود و مصر است که از روايت حال خود دور نيفتد. با چنين سماجتی او چهارمين فيلم بلند خود را هم می سازد و در تراکم توليدات گوناگون سينمای ايران امضای خود را به تصديق می رساند؛ چنان که صفت کريمی وار در سينمای ايران باب می شود: ساختار روشنفکرانه ای از حديث نفس و جستجو در عوالم مردگان.

فيلمساز معتقد است: "اگر در هر کجای دنيا عرفان مکتبی روشنفکرانه باشد، در ايران مکتب زندگی است ... و من تلاش کرده ام که اين ديدگاه را در باغهای کندلوس بازتاب دهم."

کريمی سختی زيادی برای رسيدن به جايگاه کنونی اش تحمل کرده و بهای زيادی برای دور نشدن از زبان خاص خود پرداخته است؛ زبانی که گرچه در ادامه راه برخی سينماگران نخبه گرای ايران(و جهان) قرار می گيرد، اما در شکل کلی خود بی سابقه است، و به همين دليل اغلب دريافت نمی شود و مهجور می ماند. کريمی در اين باره می گويد: "همين قدر که بتوانم فيلم بسازم و فيلمم به نمايش درآيد، برايم کافی است." «باغ هاي كندلوس» بياني است شاعرانه و پر رمز و راز از زندگي، عشق و مرگ. سه دوست قديمي همراه با خاطرات دوستان از دست رفته شان آبان و كاوه (خزر معصومي و محمد رضا فروتن) راه سفر در پيش مي گيرند. اما اين سفري حزن آلود نيست بلكه سفري است براي باز يافتن آنچه در طول زندگي خود گم كرده اند.

در واقع داستان دلدادگي اين دو كه به صورت فلش بك هاي متوالي تعريف مي شود تجربه اي است از خلايي كه در زندگي اين سه كاراكتر وجود دارد و اين خلأ چيزي نيست جز نبود عشق. آنچه آنان در لابه لاي خاطرات آبان و كاوه جست وجو مي كنند تلاشي است براي بازيابي و جبران اين كاستي. در خلال اين سفر بعد بسيار قوي فيلم كه همانا نگاه طنز آميز با ديالوگ هاي به غايت خنده آور است را نمي توان فراموش كرد. اينچنين نگاه طنز آلود به مرگ اين فيلم را در جرگه آنچه معروف به كمدي سياه است قرار مي دهد. همانگونه كه اشاره شد تم اصلي فيلم در ار تباط با زندگي است.

 

خلاصه فيلم
سه مرد در جاده های شمال ايران، در مسير کندلوس به جستجوی گور زن و شوهری از دوستان خود می روند که در گورستانهای آن منطقه مدفونند. زوجی که در جوانی و در اوج عشق جان سپرده اند. فيلم رفت و برگشتی است ميان حال و گذشته.
كاوه و آبان زوج جواني كه در اوج عشق قهرمانان قصه ما را ترك كرده اند بهانه اي مي شوند تا بيژن، علي و سعيد به ياد روزگار با عشق سپري شده آنها در باغهاي كندلوس به جستجو باشند.

شناسنامه فيلم
فيلمنامه نويس و کارگردان: ايرج کريمی ـ تهيه کننده: عليرضا شجاع نوری ـ فيلمبردار: محمدرضا سکوت ـ تدوين: ايرج کريمی، رضا شيروانی

 بازيگران: محمدرضا فروتن، فريبا کامران، خزر معصومی و ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 12:4  توسط ایران آزاد  |