تبليغاتX
ایران آزاد

سلام

در روزهايي كه همه جا صحبت از زير آب رفتن گذشته ايران و غرق شدن مقبره كورش هخامنشي،بزرگمرد تاريخ ايران باستان هست به سر مي‌بريم.همه ميگن كه اي‌واي مقبره كورش داره زير آب ميره!واي خدا اصالت ايراني بودن ما داره از بين ميره!ديگه هيچ اثري از ما باقي‌نخواهد موند!همه جا فرياد اعتراض به اين هست كه هيچ كسي به فكر نيست و گذشته ايران در خطر هست.چرا چون كه سد سيوند درحال آبگيري هست!

اما يك سوال اينجا پيش‌مي‌‌آيد كه يعني با آب گيري سد سيوند فرهنگ و تمدن ايراني به زير آب خواهد رفت و ما مردم ايران مردماني بي‌اصل نسب به حساب خواهيم آمد؟يعني ما ايرانيها تماما تا به امروز طبق فرهنگ و نژاد خودمون رفتار مي‌كرديم و اصالت ايراني بودن خودمون را حفظ مي‌كرديم و هر جا كه پا مي‌گذاشتيم سمبل ايراني بودن و فرهنگ و تمدن ايراني بوديم؟يعني ما هر جا ميريم سمبل ايرانيت هستيم؟سمبل هخامنشيان؟آرياييها!اقوام پارس و ماد و پارت؟

يعني ما همان كساني هستيم كه هرگز در تاريخشون مشرك و كافر نبودند؟

يعني ما واقعا جانشينان مناسبي براي آنها بوديم و هستيم و امروز از به زير آب رفتن مقداري سنگ و چيزهاي ديگه حالا به قولي دفينه همه چيزمان غرق خواهد شد؟آيا ما واقعا مجري خوبي براي لوح حقوق بشر كورش هخامنشي هستيم و بوديم؟اي بابا!

بعضي وقتها برام ايميل مياد و خبر از يك فاجعه ميده كه در مورد آبگيري سد سيوند و زير آب رفتن خيلي چيزهايي تاريخي و باستاني هست.حالم به هم ميخوره

امروز ميخوام بگم كه سد سيوند و سدهاي سيوند مدتهاست كه آبگيري شده و مدتهاست كه فرهنگ ايراني در آبهاي سيلاسا و وحشتناك غرق شده!سالهاست كه خود ما مردم ايران كه امروز از آبگيري سد سيوند نگرانيم و هر روز به همديگه اس‌ام‌اس ميديم و صحبت از يك فاجعه مي‌كنيم سد سيوند رو آبگيري كرديم و خيلي از دفينه‌هاي ايراني رو به زير آب و آوار فرستاديم!

فراموش نكينم كه كورش هخامنشي كه نماد ايرانيت هست يك يكتا پرست بود.كسي كه ازش به عنوان ذو‌القرنين ياد مي‌كنيم، آيا اصلا در حد چند خط، مطالعه هم راجع بش داريم؟يا فقط ميگيم كورش هخامنشي و پاسارگاد و.........!

‌من ممطمئن هستم كه خيلي‌ها به تازگي اصلا اسم اين آدم به گوششون خورده و فهميدن كه كي هست!اونهم سر قضيه سد سيوند.

آره من مطمئن هستم!روي صحبت من با همين دوستان هست!

آهاي رفقايي كه به من ايميل ميزنيد،اس‌ام‌اس ميزنيد و از عواقب ‌آبگيري سد سيوند ميگيد،تاحالا چند بار به مزار كورش هخامنشي رفتيد؟روي صحبت من با تمام ملت ايران هست!

شماها تاحالا چقدر در مورد ايران و تاريخ و تمدنتون مطالعه كردين؟ آيا تا به حال به ديوارهاي تخت جمشيد نگاه انداختيد؟آيا ميدونيد شيراز كجاست؟پاسارگاد كجاست؟نقش رستم كجاست؟شوش دانيال كجاست؟

و.....!يا فقط سي‌تي سنتر در دبي و سواحل جميرا و انتاليا و آناليا و گوا و غيره رو بلد هستيد؟

آيا تا به حال نگاهي به نقشه ايران كرديد؟

چرا ياد گرفتيم كه فقط شعار بديم؟چرا يادگرفتيم كه فقط اعتراض كنيم؟چرا ياد گرفتيم كه بي مطالعه حرف بزنيم!چرا بلديم كه يك تنه به قاضي بريم؟چرا با صحبتهاي بي‌مورد بعضي دشمنان دوست نما جو گير ميشيم و حق رو به اونها ميديم؟

دوستي كه از آبگيري سد سيوند ناراحتي يك نگاه به دورو برت بنداز ببين خودت زودتر فرهنگ ايراني رو زير زير آب نبردي؟شما پدر مادرهايي كه اين ادعا رو دارين!يك نگاه به فرزندان خودتون بندازين!رفتارها  وحتي قيافه‌هاي اونها رو برانداز كنين!آيا شما واقعا فرهنگ ايراني رو به اونها القا كردين؟فقط كافيه كه يك نگاه به طرز لباس پوشيدن دختر خانم‌ها و آقا پسرها بندازيد!

آيا اين طرز مو و لباس به ارث رسيده از آرياييها و  فرهنگ اصيل ايراني هست؟

آخ كه چقدر دلم مي‌سوزه واسه اين سد سيوند كه بنده خدا مي‌خواد خدمت كنه،همه هم ازش نارحت هسنتد و گناه خودشون رو به گردن اين بيچاره مي‌اندازند!

كورش هخامنشي يك يكتا پرست بود!او و ديگر پادشاهان هخامنشي!خشايارشا شاه هخامنشي،داريوش و مابقي!يه سري به موزه تخت جمشيد در شيراز بزنيد،دستنوشته‌هاي اين عزيزان رو بخونيد!

اما امروزه ما چي‌كارمي‌كنيم؟فرهنگ ايراني با زير آب رفتن مقداري دفينه و مقبره و سنگ به زير آب نخواهد رفت!همانطور كه اسكندر نتونست با سوزاندن تخت‌جمشيد يا چنگيز با حمله به ايران اونرا از بين ببره!

اين ما هستيم كه با رفتارهامون مي‌تونيم اونرو تقويت كنيم يا به كلي نابود كنيم!ما كه امروزه زيبايي اسلامي رو هم عجين شده با فرهنگ بزرگمون داريم!

فراموش نكنيم كه خداي ما،از ما بر حسب تمدن و نژادمون متوقع نيست!بلكه مارو بر حسب عمل و انسانيتمون مواخذه خواهد نمود!

پس بيايد به جاي پرداختن به چيزهاي بي‌اهميت،خودمون با رفتارمون اصالت و فرهنگ ملي مذهبيمون رو تقويت كنيم و پايدارو  با صلابت به جهانيان نشون بديم!

سد سيوند آبگيري ميشه اما چيزي رو غرق نميكنه،چون ما مردم ايران زمين هنوز زنده هستيم و زندگي مي‌كنيم!مقبره كورش و شاهان هخامنشي هرگز غرق نميشوند چون ايران و ايراني همچنان پايدار و قوي داره ادامه ميده و فرهنگ و تمدن ايران رو به نمايش جهانيان ميگذاره!ايراني مسلمان!ايراني مسيحي!ايراني يهودي!ايراني زرتشتي و غيره!همه با هم برادر و برابر و در كنار هم  ظهور يك فناوري ديگه يعني سد سيوند رو جشن ميگيرند و در كنارش بلند فرياد ايراني بودن رو با افتخار به همگان نشان مي‌دهند!

در اخر هم ميخوام كه روز عشق ايراني يعني اسپندار مذگان رو به همه ايرانيهاي سراسر دنيا تبريك بگم!29 بهمن روز عشق ايراني!روز اسپندار مذگان!بيايد به جاي تقليد از فرهنگ بيگانه داشته‌هاي خودمون  رو به رخ ديگران بكشيم!

 

بعدالتحریر:

با تمام این تفاصیل بازهم جا داشت حضرات هنگام طراحی چنین سدی در چنین مکانی به دور و برش هم نیم نگاهی انداخته و تاریخ ما را چنین به هیچ نمی انگاشتند!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 14:49  توسط ایران آزاد  | 

 

 سلام

اينروزها از اخبار خيلي عقب ماندم.از اخبار سياسي گرفته تا فرهنگي و هنري.يكي از مسائل مهمي هم كه مشغله هاي اينروزها اجازه پرداخت به آن را به من نداد،‌جشنواري فيلم فجر بود كه با تمام ناداوريهايش به پايان رسيد و سيمرغها بالاخره آشيان يافتند.قصد من از اين پست بحث در مورد داوري و ناداوريهاي جشنواره نيست چون با توجه به گرفتاريهاي اخير متاسفانه حتي فرصت ديدين يك فيلم را هم نكردم و صد متاسفانه شركت در اختتاميه را منتظر دوستي ماندم جهت تهيه بليط كه گويا ايشان از من گرفتار تر بودند و مشغول سد و سدسازي!

به هر ترتيب چون فيلمها را نديده ام نميخواهم فقط از روي اسم فيلمها و رسم كارگردانان قضاوت كرده باشم اگرچه برخي آنقدر واضح بود كه نياز به تامل هم ندارد! اما ميخواهم راجع به فيلم" اخراجي ها" ساخته مسعود ده نمكي كه برنده سيمرغ بهترين فيلم از ديدگاه تماشاگران شد سخن برانم.بازهم چون فيلم را كامل   نديده ام به مسائل فني و فيلنامه و .... نميتوانم بپردازم، اما نكته اي كه در خور كمي پا نگاه داشتن است اينكه مسعود ده نمكي با آن سابقه راست گرايي مفرط و مقالات  تند و افراطي  در كيهان و... كه گاهي مو برتن انسان راست مينمود ،چگونه پس از مدتي دفعتا" روشنفكر شده و فيلمي چون فقر و فحشا و در پي آن اخراجي ها را ميسازد كه تماشاگر ايراني رتبه اول را به او ميدهد؟ در اين مقال خيلي قصد حاشه روي نداشته نميخواهم  باصطلاح روزنامه نگاران نتيجه گيري را به عهده خواننده باز گذارم بلكه رك و پوست كنده عرض ميكنم اين آقا دست نشانده صد درصد اطلاعات است در سينما. چون اين حضرات در همه جا عوامل نفوذي بسيار داشتند الا در سينما و در اين مدت با نشان دادن چهره اي متحول شده از ده نمكي با فيلم فقر و فحشا او را هم به سينما تزريق كردند و حالا هم با دادن چنين سيمرغي به او قصد تثبيت موقعيت وي را دارند .

اگرچه در بسياري از ديالوگهاي فيلم هم شنيده ام كه گفته شده :"اين مملكت مال همه ماست.ميهن از آن همه است و دفاعش بر عهده همگان و..."كه چنين ديالوگهايي نيز تاييد مطلب فوق است و بقول نوشته اي كه يادم نيست اينروزهاكجا خواندم چگونه هر وقت كه بوي جنگ به مشام ميرسد مملكت مال همه ماست؟هروقت هنگامه دفاع است همه بايد دفاع كنند و جان بگذارند اما زمانيكه موقع انتخابات يا تقسيم مناصب و پستها است مملكت مال عده اي چفيه به دوش مانند ده نمكي است؟

 

 

بعد التحرير:

1)حالا كه پست سينمايي شد بد نيست كمي هم راجع به" ستاره است" يكي ازسه گانه هاي فريدون جيراني كه مدتي پيش ديده بودم بنويسم.فيلم دارا ي ژانري  اجتماعي – خانوادگي  است كه البته طبق معمول ديگر فيلمهاي جيراني موضوعي نخ نما شده (مثل بدبيني شوهر در فيلم قرمز يا عشق بين جواني كم سن و سال با زني مسن در شام آخر) با رنگ و لعابي هنري آراسته شده و الحق بازي هنرمندانه امين حيايي(كه چندان نقش مهمي هم نداشته و براحتي در كل فيلم قابل حذف است) و انديشه فولادوند (كه بعد از ميترا حجار و محمد رضا فروتن يكي ديگر از كشفهاي  مسعود كيميايي در عرصه بازيگري است) و زيبايي نيكي كريمي (كه مداوم در فيلم بر آن تاكيد ميشود) بر جذابيت اثر افزوده است.فيلم از لحاظ فيلمبرداري و دكوپاژ هم وضعيت به ساماني دارد.از ديگر نقاط قوت اثر، فيلمنامه است كه با ديالوگهايي نسبتا"روان به كليت موضوع كمك ميكندکه البته از انسجام کافی در پرورش موضوع برخوردار نیست.اما نقطه ضعف بزرگ فيلم همان سوژه اصلي است كه با وجود بسيار رقت آور بودن، اما فروش زن توسط همسر معتاد بسيار سوژه كهنه اي است  .همچنين كوتاه بودن زمان فيلم (حدود 75 دقيقه)نكته ديگري است كه به فيلم ضربه زده است. نكته آخر اينكه مانند تمام فيلمهاي جيراني حضور اسم "مشرقي" كه در واقع نام قهرمان داستان است همچنان  حضوري پر رنگ داردکه ورود به اینگونه عرصه های سوررئال معمولا" برای هنرمندان بسیار حساس و خطرناک است  همانگونه که در فیلمهای جیرانی نیز به این دام دچار شده اند و هیچ شباهتی بین مشرقی قرمز و ...با مشرقی ستاره است جود ندارد.

خلاصه داستان:ستاره مشرقي(نيكي كريمي) سوپر استار سينما در فيلمي قرار است نقش زني معتاد و دوا فروش را ايفا كند كه در همين حين بر اثريك اشتباه به خانه زني (انديشه فولادند) از اهالي يكي از جنوبي ترين محله هاي تهران كشيده ميشود و در آنجا با وي  و جسد شوهر او روبرو ميشود......

2)فيلم تله را هم مدتي پيش ديدم كه مانند فيلمهاي ديگر سيروس الوند چندان ارزش نقد كردن ندارد و فقط با بهره گيري از يك گردان بازيگر گيشه ياب به فروش نسبتا"خوبي دست يافت.

3)يادم باشد منبعد براي هيچ اختتاميه و افتتاحيه اي بالاخص اختتاميه فيلم فجر منتظر هيچ كس نمانم. حتي شما دوست عزيز!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 1:2  توسط ایران آزاد  | 

سسسسسلام

بالاخره برگشتم.یعنی دو دقیقه وقت پیدا کردم که بیام تو اینترنت.بعد از اینهمه روز واقعا" دلم براتون تنگ شده.البته اینقدر آشفتگی فکری داشتم  که حتی منظور برخی از دوستان رو از کامنتهاشون متوجه نشدم.(یعنی راستشو بخواهید با عرض شرمندگی اصلا" خوب فکر نکردم).مثلا"جناب فرزام الفت فرموده بودند "طلبت و..."از این حرفها که راستش یادم نیست که چرا ایشون چنین چیزی فرمودند.

به بعضی از ایمیلها هم که وقت نکردم جواب بدم از همینجا عذرخواهی میکنم.

به هر حال همونطور که تو پست قبلی گفتم درگیر خونه خریدن و فروختن و... هستم ولی بالاخره خریدم. اونم تو این وانفسا. البته در واقع اصلا" خونه نیست آپارتمانه(چون مدتیه که واژه خونه برای خونه های ویلایی استفاده میشه)اونم یه آپارتمان صدو چندمتری . البته فکر میکردم بزرگتر از این حرفها بتونم بخرم که با این رشد یه دفعگی قیمتها نشد.یکی از دوستان پرسیده بود قیمتها چطوره؟باید عرض کنم به طرز عجیبی قاطی پاتی و سرسام آور.یعنی فروشنده امشب یه قیمت میگفت فردا  متری دویست تا سیصد هزارتومن گرون میکرد.بی دلیل!!!خیلی جاها که روی قیمت ۶۰۰ -۷۰۰ هزار تومن رو هم نمیدید به راحتی شده متری ۱۱۰۰۰۰۰.خنده داره .نه؟!حالا خدا به داد ما ها برسه که جاهای یه کم بهتری رو هم میخوایم.

خیلیها هم که ملکهاشونو از دایره فروش خارج کردند تا ببیند بعد از عید چی میشه.

یکی نبود تو این اوضاع به من بگه:آبت نبود نونت نبود خونه عوض کردنت چی بود؟

با اینکه اینروزا پدرم دراومد و حمله های میگرنی هم بر اثر خستگی دوچندان شده بود  ولی خب بخش اعظمی از کارها به خصوص مراحل اداری و شهرداری و کوفت و زهرمارش تموم شده.

به هر حال از اوضاع جاریه مملکتی (بقول یکی از دوستان همین وبلاگ که گفته بود به اوضاع جاریه مملکتی گیر بدهید)حسابی عقب موندم فعلا" تا اطلاع ثانوی ازتحلیل هرگونه موضوع فرهنگی و سیاسی معذورم.

تا بعد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 17:34  توسط ایران آزاد  | 

 

 سلام

کریستین امانپور،خبرنگار ایرانی تبار شبکه خبری CNN، نامی است که برای اکثر ایرانیان شناخته شده است.  اسمی که سابقه اش نه به امروز و دیروز بلکه به مصاحبه تاریخی اش در سالهای قبل با اقای هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور اسبق ایران باز می گردد.اینروزها گویا ایشان به بهانه تهیه فیلم مستند در ایران به سر می برد که البته تنها کاری که انجام نداده، تهیه فیلم است. وی در این مدت ظاهرا چند ماهه که در ایران است به جاهای مختلفی از جمله حوزه علمیه قم سرک کشيده و همواره در پی به نحو احسن انجام دادن مسئولیت اصلی اش که همانا تخریب ایران از دیدگاههای مختلف و زیر سوال بردن دولت می باشد، بوده است و در گزارشهای مختلفی که به سایتهای خبری مختلف ارسال نموده، انواع و اقسام این ستیزه ها مشهود است که یکی از واضح ترین آنها ورود به قم و گرفتن تصاویر از طلاب در حال کار با اینترنت و نتیجه گیری غیرمنطقی ضدیت اینترنت با مذهب و تضاد مدرنیته با آن است.

از دیگر تصاویر ارسالی ایشان نشان دادن دختر جوانی با آرایش و سرو روی نامناسب در حال صحبت با تلفن موبایل در سطح شهر است که این فیلم نیز ادله وی برای نارضایتی ملت ایران از دولت است.

در اینجا سوالی که از ایشان می شود پرسید این است که آیا نشان دادن فردی با ظاهر نامتعارف در هر جامعه ای نشان دهنده ستیزه مردم با دولت است و یا اگر اینچنین است پس تصاویر تبهکاران امریکایی که در حال ارتکاب جرم هایی نظیر قتل، حمله به مهدکودک و دبستان، تجاوز و ... هر روزه در رسانه ها منتشر می شود نیز دال بر نارضایتی ملت آمریکا از آن دولت است. و فقط با اندکی توجه درصد غیر قابل مقایسه این موارد با یکدیگر را به خوبی نشان می دهد. پرسش دیگر از دولت ایران است که با شیطنتهای این باصطلاح خبرنگار آشنا بوده و هنوز عبارت  "انرژی هسته ای حق مسلم ملت ماست " که در شبکه CNN به  "سلاح هسته ای حق مسلم ملت ماست" ترجمه شد (در مصاحبه مطبوعاتی آقای احمدی نژاد) از ذهن هیچ یک از ما پاک نشده است و در آخر هم معلوم شده خانم امانپور که تسلط کامل به زبان فارسی دارد " انرژی" را چگونه " سلاح " ترجمه نموده و روزها و هفته ها با آبروی یک ملت بازی کرد، چرا مجوز کار ولو فیلمسازی در ایران پیدا می کند؟ چگونه کسی که روزها با یک دروغ، ذهن تک تک افراد دنیا را نسبت به ما تیره و تار کرده اصلا مجوز ورود به ایران می یابد؟ در حالي که CNN هیچ دفتر فعالی در ایران ندارد.

 البته در این رهگذر جای شکر باقی است که لااقل مسئولین آنقد هوشیار بوده اند که از ورود این جاسوس به جمکران جلوگیری نموده اند والا معلوم نبود از آنجا نیز چه دستاویزی برای زیر سوال بردن ما پیدا می کرد؟

کاش کسی بود پاسخ دهد که خبرنگار آمریکایی که جلوی دوربین با فضاحت تمام میکروفن خبرنگار ایرانی را در خاک خودش پس می زند و با لحنی بسیار اهانت آمیز یک ملت را متهم به دروغ گویی می کند در حالیکه خودش یکی از بزرگترین دروغها را در تحریف سخنان  رئیس جمهور آن کشور انجام داده،  در این سرزمین به چه مجوزی گشت و گذار می کند؟

 

بعدالتحریر:

اینروزها هم مشغول فروش خونه و پیدا کردن یه جای دیگه ام هم باز یه ترجمه سنگین و فوری دستمه .اینه که احتمالا" کمتر وقت وبگردی پیدا میکنم.ولی شما ها سر بزنید...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 6:18  توسط ایران آزاد  | 

 

 

 سلام

با پيشنهاد حضرت آيت ا... خامنه اي در خصوص تشكيل اوپك گازي  توسط ايران و روسيه منابع خبري اخبار بسيار ضد و نقيضي اعلام نمودند كه برخي از آنها حاكي از استقبال روسيه از اين پيشنهاد و بعضي حكايت از رد اين نظر را داشت.كه البته تشكيل اوپك گازي براي سامان بخشيدن به بازار نسبتا" نا به سامان گاز (كه قيمت آن بصورت منطقه اي تعيين ميشود ) و از بين رفتن رقابتهاي ناسالم در اين بازار ايده قابل تاملي است.به خصوص كه ايران با داشتن 28 تريليون متر مكعب گاز و 18 درصد ذخيره ثابت شده گازجهان دومين دارنده ذخاير گاز در جهان محسوب ميشود و  با احتساب مجموع ذخاير گازي روسيه كه  اولين كشور دارنده اين ذخيره طبيعي است ، حدود نيمي از گاز جهان (45 درصد ) در اختيار اين دو كشور است كه  با توجه به وجود نداشتن سازماني رسمي كه نرخ گاز را تعيين نمايد چنانچه اين طرح از سوي روسيه پذيرفته شود در كل به نفع بازار جهاني گاز است.

در حال حاضر صدور گاز در دنيا به صورت سنتي انجام ميشود كه با وجود تشكيل اوپك گازي با تحققات علمي قيمت گذاري مناسبتري براي هريك از از اشكال گاز صورت خواهد گرفت.در حال حاضر هند هر ميليون بي ني يو از گاز ايران را 4 تا 5 ميليون دلار ميخواهد، در حاليكه قطر همين گاز را به ژراپن با قيمتي در حدود بيش از دوبرابر اين مبلغ ميفروشدو اين نابسامانيها فقط به دست يك سازمان مرجع قابل حل است.

اگرچه آخرين اخبار حاكي از رد اين پيشنهاد توسط مشاور رييس جمهور روسيه است ، اما به نظر ميرسد تشكيل چنين سازماني  بيش از آنكه به نفع ايران باشد به نفع روسيه است.زيرا اگر چنين سازماني قدرت جهاني پيدا كند هر چقدر سود آوري داشته باشد براي روسيه كه  داراي ذخيره بيشتر و طبعا"خواهان صدور بيشتر گاز به اقصي نقاط جهان است ،‌منافع بيشتري در پي دارد . همچنين با فشاري كه  از جانب روسيه سفيد بر آنهاست ، تشكيل اوپك گازي بيش از هر زمان ديگري براي روسيه لازم و ضروري به نظر ميرسد، البته اگر مانند هميشه تاريخ به غارت منابع ايران از جانب روسها نينجامد، براي ايران نيز منافع بسيار دارد.

اما اينكه با وجود فشارهايي كه از سوي آمريكا بر كليه كشورها بويژه اروپا مبني بر تحديد روابط تجاري و اقتصادي با ايران وجود دارد ، روسيه تا چه حد مستقل رفتار كند خود مقوله اي است كه مثبت  ارزيابي  ميشود ، ‌زيرا برخي  كشورهاي جهان از جمله اسپانيا و هلند و بريتانيا  در قرارداد اخير پارس جنوبي كه بين شركتهاي شل و رپسول با ايران منعقد شد اثبات كردند كه براي مراوده اقتصادي با ايران چندان به فرمان آمريكا كه خواهان انزواي ايران است ، ‌نميباشند،‌اگرچه در همين خصوص آمريكا تهديد كرده كه اين قرارداد بررسي خواهد شد تا در صورت مغايرت با قانون تحريم ايران ،‌با آنان برخورد شود.

بعدالتحریر:

از دیشب هی آرامبخشهای قوی خوردم در حدیکه کمی با اغما فاصله داشتم الان کلا"گیجم زیاد نمیدونم چی نوشتم اگه اشکال داره یا قاطی پاتیه شما ببخشید.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 19:53  توسط ایران آزاد  | 

سلام

   در خبر ها آمده بود که بالاخره پس از ماهها دولت ایران و هند بر سر قیمت گاز به توافق رسیده و طی فرمولی که  محرمانه اعلام شد ه به یک قیمت واحد رسیدند.

البته آنچه که ما از خرید و فروش میدانیم این است که در هر معامله ای اولین چیز مشخص بودن قیمت آن است  ، نه آن که پس از مدت مدیدی تازه ثمن معامله مشخص شود.

ولی به هر حال امیدواریم این قرارداد هرچه سریعتر به مراحل اجرایی برسد، چون سفر جناب پوتین به هند با توجه به اینکه ایشان کلا" فردی است که زیاد به سفر نمیرود و معمولا" به مرد سفر گریز شهرت دارد هدفی جز مذاکره بر سر صدور گاز که اینروزها مهمترین موضوع  آن کشور است ، ندارد.

خیر است انشالله

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 20:41  توسط ایران آزاد  | 

 

محرم است و چند روز بیشتر به  عاشورا و تاسوعاي حسيني باقی نمانده است.اما محرم امسال و آيينش با هر سال تفاوتهاي بسيار دارد.ديگر از عكسها و تمثالهاي چند متري خبري نيست،‌ديگر از صداهاي استريو نوحه هاي آنچناني در هياتها صلايي نيست و حتي از علامتهاي چند ده شاخه و چند صدکیلیویی و بعضا"طلاكوب اثري نيست.

زيرا دولت قبل از شروع ايام محرم با صدور بخشنامه و اطلاعيه اي  بسياري از آداب هر ساله را ممنوع و آنرا منافي اسلام و شرع ناميد كه از آنجمله همين علامت كشي بود كه ظاهرا" بعد از صدها سال كه چنين رسمي در ايام سوگواري اباعبدلله  بر پا بوده است و حتي نسل گذشته ما از دسته طيب و علامت كشي هايش خاطره ها دارند، به تازگي اثبات شده كه علامت همان صليب است و توطئه استكبارو...كه البته بر نگارنده چگونگي چنين كشفي معلوم نشد.

تكليف عكسها و تمثالها هم كه معلوم است ، بر اساس قوانين شرعي تصوير كردن ائمه اشكال شرعي دارد. نوحه هاي جوان پسند هم كه جاز اعلام گرديد و طبعا"حرام .

اما بحث من بر سر درست و غلط بودن و شرعي و غير شرعي بودن اين موارد نيست،که اگر بخواهم درمورد درست و غلط بودن بنیان برپایی این مراسم حرف بزنم تا فردا با دلیل و مدرک حرف دارم اما اکنون موضوع اينجاست كه چرا با هر چيز سنتي و آييني مخالفت ميشود؟چرا هر آنچه را كه عامه مردم ميپسندند بر رويشان بسته ميشوند با يك برچسب ضد دين يا ضد مذهب يا منافي شرع سعي در حذفش ميشود؟

مگر علامت كشي و قمه زني مال ديروز و امروزاست؟باز تاكيد ميكنم ممكن است هزار دليل بر غير عقلاني بودن آن و صدمه اش به جان و مال افراد وجود داشته باشد اما چرا هميشه ممنوعيت سنتها صادر ميشود؟

چهارشنبه سوري به بهانه سوانح و ايجاد رعب و وحشت منع میشود و هزارن ضد تبليغ از هفته ها قبل براي يك آيين چند هزار ساله صورت ميگيرد و يكی از بهانه هاي بسيار دين پسند هم آتش پرستي است و شرك و كفر.  شب يلدا را به دليل ارتباطش با مهر و آيين زرتشت به عناوين مختلف سركوب ميكنيم .چندي پيش هم كه سعي بر حذف عيد باستاني نوروز بود.

اينروزها هم بازار مبارزه با سنتهاي محرم با ادعاي سعي در حفظ جان و مال مردم و رعايت حقوق شهروندي براي همه و جلوگيري از تحريف دين ،‌سخت داغ است.سنتهايي كه اگر اكثريت مردم اعتراض داشتند و در جهت حفظ حقوق شهروندي بود بر سر هر كوي وبرزن و در هر محل و محله شاهد برپايي يك هيئت و حضور اكثر مردم از پير و جوان و خرد و كلان در آن نبوديم.اينروزها بارها از رسانه ها اخباري به گوش رسيد كه خود مردم خواهان قانونمند شدن مراسم عزاداري و تعيين ساعت شروع و پايان هرشبه آن در جهت آسايش اهالي هر محله هستند اما اگر اكثريت مردم خواستار چنين مقرراتي هستند پس اينهمه شركت كننده در اين مراسم از كجاست؟ همچنين جلوگيري از علامت كشي ها و... جهت جلوگيري از چشم و هم چشمي هاي رايج است كه اينروزها به شدت كنترل ميشود ،‌اين هم درست مثل اين است كه گفته شود كليه جواهر فروشي ها بايد تخته شوند چون تنها استفاده اي كه از جواهر ميشود همان چشم و هم چشمي است.آيا اين عقلاني است؟

بنده فكر ميكنم اگر اين مراسم به همان سياقي كه مردم ميخواهند پيش رود و حتي براي برگزاري مراسم عزاداري اينهمه امر و نهي در كار نباشد چه بسا جوانان بيشتري به آن گرايش پيدا كرده و اين آيين مذهبي پر بار تر شود.

 

 

بعد التحریر:

اینقدر از بعد التحریرام ایراد گرفتین که دیگه نمینویسم!

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 23:47  توسط ایران آزاد  | 

سلام

باز هم تصادف کردم .آنهم در پارکینگ اختصاصی شرکت!با چی ؟ با یک تریلی ۱۸ چرخ.حالا شرح ما وقع:

ساعت ۱۶ بود که برای مراجعت به منزل به سمت پارکینگ آمده و با پارک یک تریلی جلوی ماشینم مواجه شدم.به سمتش رفتم و گفتم که حرکت کند تا من رد بشوم . او هم چنین کردو سپس پارک نمود.من درست از جلویش پیچیدم و به علت ترافیک خودروها کمتر از چند ثانیه مجبور به مکث درست جلوی تریلی مزبور شدم که ناگهان بر اثر برخورد چیزی با ماشین به سقف کوبیده شدم .برگشتم دیدم همان تریلی صاف آمده زده به من .تالاپ.زنگ زدیم ۱۱۰ و افسر آمد .به محض دیدن صحنه تصادف گفت تریلی مقصر است و باید بیمه اش را بدهدیا خسارت خودرو را.من هم که دیدم مبلغی که مایل به پرداخت است بسیار کمتر از خسارت وارده است همان بیمه را مطالبه نمودم.افسر مربوطه مدارک ما را گرفت و گفت :به چهار راه ایرانخودرو بیایید.رفتم ولی کسی نبود .از افسر سر چهار راه سوال کردم گفت : صبر کنیدبرمی گردند.پس از دو ساعت معطلی افسر مذکور بالاخره تشریف آورد و فرمود : ۴۰۵ (بنده) صد در صد مقصر است .من که فیوزم پرید شروع به اعتراض و تهدید کردم که حضرات (پلیسها) کمی منعطف شده و فرمودند : خانم همین مبلغی را که میگوید بگیر و خدا را شکر کن.بعد دید که من راضی نمی شوم و در لفافه(کی جرات دارد مستقیم بگوید تبانی فرموده اید یا شما را خریده اند؟) ادعا کردم که شما ساخت و پاخت کردید او هم که دید با گاگول طرف نیست و الان است که کار بالا بگیرد به من گفت بیا صندوق را بزن بالا ببینم چی شده؟در حالیکه شک کرده بودم ولی اطاعت امر کردم.درصندوق عقب که بالا رفت بین ما (من وپلیس) و رانننده تریلی حائل شد .افسر محترم ! با کمال پررویی فرمود: گفتم صندوق را بزن بالا که او ما را نبیند حالا چه کار میکنی؟گفتم : یعنی چه ؟ با وقاحت گفت: با ما چکار میکنی؟ گفتم با شما کاری نمیکنم از شما شکایت میکنم و در صندوق را بستم و گفتم میروم پیش رییستان.بعد از این جمله من آقا به تته پته افتاده و گفت البته وجدانا" راننده تریلی مقصر است ولی قانونا" و بر اساس کروکی شما.حالا مقداری از خسارت را بگیریدو رضایت دهید. بنده هم که دیدم در چنین مملکتی که پلیسمان روی پلیس ترکیه را که به رشوه خواری معروف بوده و هست سفید کرده به ختم غائله راضی شدم و وقتی از افسر محترم ! پلیس پرسیدم اگر ایشان مقصر است باید تمام و کمال خسارت دهد اگر هم مقصر نیست این پول که پرداخته چیست؟ فقط در جواب گفت : ای بابا خانم شما چدر دنبال درد سر میگردید.این چه سوالی است؟ بگیرید و خدا را شکر کنید که خودتان سالمید.

بنده هم  باز اطاعت کرده و از دیشب تا به حال همچنان شاکر خداوندم.

 

 

بعدالتحریر:واقعا" ما کجا زندگی میکنیم؟ مال و جان و ناموسمان در دست چه کسانی است؟به چه دلخوشیم ؟قانون؟قانونگذار یا مجری قانون؟

هر چه بگندد نمکش میزنند      وای به روزی که بگندد نمک

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 17:29  توسط ایران آزاد  |