تبليغاتX
ایران آزاد

حتما" ماجرای رحیم مشایی رییس سازمان میراث فرهنگی و شرکت وی را یک جلسه رقص در ترکیه را به یاد داریدکه باعث چه جنجالهایی شد و عده ای از نمایندگان نسبتا" !محترم مجلس درخواست برکناری وی را داشتند و هنوز هم که هنوز است داستان ادامه دارد و موضوع به دادگاه کشیده شده و قس علیهذا.

اما معلوم نیست این نمایندگان محترم در این روزها که داروهای بیماران ام .اس که با مرگ و زندگی افراد سرو کار دارد نایاب شده و صدای این درماندگان نیز به جایی نمیرسد کجا هستند؟و چرا جناب آقای دکتر لنکرانی وزیر محترم بهداشت و درمان برای هیچ توضیحی به مجلس فراخوانده نمیشود؟

او در مصاحبه ای علت این معظل را چنین بیان کرده:" استوک دارویی ما حدود ۳۰ درصد بوده اما ناگهان تقاضا برای این دارد حدود ۶۰ در صد شده است" .

احتمالا" این آقای وزیر یا آمار نمیداند یا برنامه ریزی و به احتمال قریب به یقین هردو را! که البته چنین نا دانسته ایی در این دولت چیز عجیبی نیست .اما آنچه عجیب است این است که نمایندگانی که برای خدشه دار شدن وجهه نظام (با حضور مشایی در مجلس رقص که اگر درستش را بخواهید هیچ صدمه ای به جان یا مال هیچ آدمی در هیچ جای دنیا وارد نساخته) چنان به تب و تاب افتاده بودند اکنون که بسیاری بیمار در یک قدمی مرگ در تب و تابند چه آرامش زاید الوصفی دارند!

 

بعدالتحریر:

۱)احتمالا" خبر دستگیری گری کاسپاروف قهرمان شطرنج جهان را به جرم مخالفت با دولت و...توسط دولت پوتین شنیده اند.فقط خواستم بگویم چقدر تفاوت است بین کسی که ورزش فکر میکند و کسی که ورزش جسم.آنانی که ورزش جسم کرده اند در سراسر دنیا از آرنولد گرفته تا همین علیرضا دبیر خودمان خودشان را هر طور بوده به نحوی از انحا به دولت چسبانده و راه پیشرفت دیپلماتیک! برگزیده اند اما کسی که ورزش فکر کرده آنقدر فکرش کار میکند که فقط نوک دماغش را نبیند و آنقدر کسب شعور کرده که نیک از بد تشخیص دهد و راه از بیراه!

۲)ضمنا" نمیدانم برنامه شب شیشه ای را تماشا میکنید یانه.اما چند شب قبل علیرضا دبیر مهمان این برنامه بود و اگر کل برنامه را دیده باشید حتما" یا کلی خندیده اید و یا کلی حرص خورده اید که چنین افرادی با این سطح سواد و دانش و بینش میخواهند در این مملکت رجل سیاسی شوند که البته میشوند!اما نکته ای که از همه جالبتر بود همان چیزی بود که رضا رشید پور (بقول دبیر آقا رضا!) مجری برنامه به آن اشاره کرد .

قضیه از این قرار بود که رشید پور حداقل ۵ مرتبه واژه دیپلماسی و دیپلمات را برای دبیر به کار برد اما او اعتراضی نکرد تا جاییکه خود مجری به زبان آمد و گفت مگر نهاد شورای شهر که شما برای ان انتخاب شده اید یک نهاد سیاسی است که شما دیپلمات شده باشید ؟  در اینجا دبیر که حسابی رکب خورده بود با یک سری خزعبلات پاسخ داد اما از چشم هیچ بیننده ای این بیسوادی و این بی اطلاعی پنهان نماند!!

در پستی نوشته بودم که این افراد بیسوادند و مخشان تعطیل که حضرات کلی بهشان برخورد و در صدد پاسخ و بعضا" اعدام!!!! بنده برآمدند اما با این برنامه آقای دبیر اگرچه بسیار دیر اما شاهد از غیب آمد!(این بعدالتحریر را یکروز پس از اصل تحریرم نوشتم).

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 12:35  توسط ایران آزاد  | 

سلام

این جناب البرادعی که اینروزها چپ و راست به صراحت میگوید : "ایران توان تولید اورانیوم غنی شده در سطح صنعتی را ندارد"و مداوم اصرار بر نیاز منطقه خاورمیانه به سوخت هسته ای دارد کجا بود چندی قبل پیش از تحریمهای پشت سر هم ما تا چنین موضع گیری شفافی ابراز دارد ؟

شما فکر میکنید قبل از این قطعانامه ها اگر البرادعی به همین صراحت عدم توان تولید سوخت هسته ای ایران را تایید میکرد آیا ما باز تحریم میشدیم؟و چرا حالا که ایران حتی به نظر عوام مردمش به پیشرفتی نائل آمده سعی در خدشه دار کردن این به اصطلاح غرور ملی دارد؟چرا ایشان این عدم توانایی را زودتر اعلام نمیکرد و مداوم با موضع هایی چند پهلو پاسخ میداد؟ و اصلا" اکنون چه شده که خاورمیانه به سوخت اتمی نیاز پیدا کرده ؟آیا غیر از این است که در پی تراشیدن رقیبی قدرتمند و البته از اعراب ثروتمند برای رویارویی با ایران است؟آیا جناب البرادعی همچنان میتواند بر موضع غیر وابسته بودنش ابرام ورزد؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 19:58  توسط ایران آزاد  | 

 

 

سلام

اپيزود اول:

جلال شرفي،  دبير دوم سفارت ايران در عراق  كه گفته ميشود چندي پيش توسط يك گروه وابسته به آمريكا در عراق ربوده شده بود پس از آزادي در چهاردهم فروردين سالجاري در حاليكه در وضعيت اسفناكي به سر ميبرد در حالي به ايران بازگردانده شد كه گفته ميشد آثار انواع شكنجه هاي روحي و جسمي بر وي مشهود است از اين رو سريعا" به بيمارستان خاتم انتقال داده شده و تحت انواع معالجات از جمله مراقبتهاي  پوستي ، داخلي و روانپزشكي قرار گرفت.به گفته منابع مختلف خبري پزشك وي تصريح كرده آثار شكنجه به جا مانده باعث شده كه او نسبت به هر صدايي حساس باشد و حتي از باز و بسته شدن در، دچار استرس شود

.همچنين وي تمايل به حالت انزوا دارد.

اپيزود دوم:

جلال شرفي اينروزها مدام در حال مصاحبه هاي مطبوعاتي و نمايش آثار شكنجه هايش در تلويزيون و پخش خاطراتش از دوران ربوده شدنش هم در صدا و هم در سيماست.سخنراني هاي او به حدي است كه هر ساعتي از شبانه روز اگر نيم ساعت پيچ راديو را بچرخانيد يا تلويزيون را روشن كنيد بي نصيب از سخنان وي نخواهيد ماند.او حتي سوالهايي را كه در جريان شكنجه ها از او پرسيده شده به كرات تكرار ميكند.و عنوان مينمايد كه سوالهايي از اين دست كه چرا جمهوري اسلامي به گروه هاي اسلامي درعراق كمك ميكند و اين گروهها كدامند؟ چرا دولت جمهوري اسلامي به دولت مالكي و عراق كمك ميكند ؟ چرا شما به علماي اهل سنت و مردم عراق كمك ميكنيد و... از او پرسيده شده است.او همچنين سوراخهايي را كه با مته شكنجه گران  در پاهايش ايجاد شده مقابل دوربينهاي مختلف خبري ميگيردو بر زخمهاي روي دست و سرش اصرار      مي ورزد.

اپيزودسوم:

در روز سه شنبه 21 فروردين از سوي وزارت دفاع انگليس به ملوانان آزاد شده انگليسي اجازه فروش خاطراتشان به مطبوعات  از دوران بازداشت در ايران داده شد.

ايران كه از اين گونه بر سرزبان افتادن و احتمالا" تحريف خوش رفتاريش با اين ملوانان به شدت به هراس افتاده ،اجازه بازگويي خاطرات را در چنين سطح وسيعي محكوم ميكند و مداوم عنوان ميكند كه مردم انگليس بالاخص خانواده كشته شدگان جنگي اين اقدام را محكوم كرده اند.

اپيزود چهارم:

به عكس در ايران در طي روزهاي بيستم تا بيست و سوم كه اوج اين نمايشها است، هيچ واكنش مخالفي در مقابل اظهارات جلال شرفي اتفاق نمي افتد و حتي يكنفر نميگويد: "هر كسي ميداند با چنين وضعي كه جلال شرفي دارد نبايد يك زنداني يا يك شكنجه شده را رها كرد تا مستمسك دست دول مخالف و سازمان صليب سرخ جهاني و... شود چگونه آمريكا كه متهم است او را ربوده، اينرا نميداند؟

اپيزود پنجم:

صبح روز پنج شنبه 23 فروردين اعلام ميشود كه دولت بلر چنين مجوزي را براي ملوانان ملغي اعلام كرده است.

اپيزود ششم:

كنفرانسهاي مطبوعاتي و اظهارات جلال شرفي همچنان ادامه دارد....

 

توجه:جلال شرفي تمايل به حالت  انزوا دارد .

بعدالتحریر:سپینود عزیز در جایی برایم نوشته که به علت تاییدی بودن نظرخواهی برایم کامنت نمیگذارد.با عرض پوزش از کلیه عزیزان که چنین نظری دارند باید عرض کنم این تاییدی بودن نه به علت مقابله با نظرات مخالف است و نه حتی برای جلوگیری از آلوده شدن فضای وبلاگ به توهینهای رایج و بعضا " فحاشی هاو... اصلا" هم خودم را حد سانسور نظرات خوانندگان عزیز نمیپندارم.و همانگونه که احتمالا" متوجه شده اید تمام کامنتها حتی فحشها را هم تایید میکنم .اما این تاییدی بودن دلیلی کاملا" شخصی دارد که امیدوارم به بزرگی خود بر من ببخشایید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 18:49  توسط ایران آزاد  | 

دربرنامه افتتاحيه سال جديد بعد ازاجراي مراسم سرود و سخنرانيهاي اوليه شاهد نمايش كمدي آزادي ملوانان و رافت حكومت اسلامي كه شامل حال عده اي انگليسي ! شد بوديم كه البته اصلا" هم دلیل رافت برای روباه پير را نفهميديم.همچنان مجري برنامه توضيحي در اين خصوص نداد كه چگونه رافت اسلامي و مهرورزي ايراني شامل حال اوينيها و معلمان دستگير شده نميشود كه البته در ميان برنامه هايي كه از كانالهاي سراسر جهان پخش شد احتمالا" به تفصيل در مورد آن شنيده ايد.اكنون در قسمت بعدي برنامه جشن هسته اي و طبق معمول سنوات گذشته كيك زرد داريم كه البته بازهم معلوممان نشد ما كه تا كنون از اين برنامه هسته اي چيزي بيش از طنش و تحريم نصيبمان نشده باز به چه مناسبت بايد كيك ببريم و هورا بكشيم؟! وقتي از اين قطار بي ترمز فقط تصادفات و تلافات و قطار تحريمهايش نصيب ماست چرا بايد براي سرعتش كف بزنيم؟

وقتي نفت كه بزرگترين پشتوانه و ثروت ماست كه قرار بود سر سفره هاي ما بيايد پس از مدتي طبق همان رافت اسلامي اعلام شد كه " بو ميدهد و براي سر سفره مناسب نيست "لابد انرژي هسته اي كه بسيار بيشتر خطر دارد اصلا" نبايد پايش به خانه هاي ما برسد و در همان خانه دخترك 14 ساله كه توليدش كرده باقي بماند بهتر است.انشاالله او ديگر همان نسل آينده اي است كه ما بايد تاوانش را بدهيم .چون بزرگان اينروزها زياد از نسل آينده صحبت ميكنند ما هم كلي فسفر سوزانده و به آن نسل فكر كرديم اما باز نفهميديم منظور از نسل آينده چه كساني هستند و اين مردم كه اغلبشان نسلي سوخته اند كه بعد از پشت سر گذاشتن كوران انقلاب در جهنم هشت سال جنگ گداخته اند و پس از آن هم همواره در منطقه اي پر طنش روزگار را با انواع و اقسام تحريمها گذرانده اند،ديگر چرا بايد به آيندگان هم فكر كنند .

 به جاي نياكان مغروقمان كه شكنجه شدند به جاي آيندگان هم مصلوب شوند؟!!

البته نبايد هرگز شيريني كيك زرد را با تلخي نفت و تورم و....از بين برد.پس در ادامه اين جشن بزرگ لطفا" فقط به كيك و شيريني و... فكر كنيد و sms هاي تبريك جشن هسته اي را (كه معلوم نيست بودجه هنگفت ارسال آن به كليه شماره هاي موبايل از طرف دولت جمهوري اسلامي از چه منبعي تامين شده!) بخوانيد و حظ ببريد كه چه دولت مهرورزي داريم! برگزاري جشن و ميان برنامه و فرستادن تبريك  به كل خطوط موبايلهاي شخصي و غير شخصي هموطنان!

فقط كاش هزينه همين ارسال پيام كوتاه اين دولت عدالت گستر مانند بقيه روزهاي خاص كه هزينه پيامهاي كوتاه رسما" اعلام ميشود ،‌اعلام ميشد تا عدالت گستري دولت و توانايي اش در مهرورزي بيشتر آشكار ميگرديد!

راستي فقط دولت محترم ظاهرا" فراموش كرده روي كارتهاي دعوت و پيامهاي كوتاه بنويسد:" به مدعوين عزيز اخطار ميگردد تا اطلاع ثانوي (كه البته اين اطلاع ممكن است تا قيامت طول بكشد)از هرگونه فكر كردن به جنگ و تحريم وسهم ملت از اين فناوري و.... جدا " خودداري فرمايند .در غير اينصورت ستاره هايي به آنان اهدا ميشود يـــــــــــــــــــادگاري!!!!!

 

 

بعدالتحرير:

۱)حتما" همه ما در بين دوستان و آشنايان كساني را ميشناسيم كه مثلا" در شركت نفت يا خودروسازي يا شهرداري يا....كار ميكند ولي هريك از ماتا كنون اسم كداميك ا دوستان يا آشنايانمان را شنيده ايم كه بگويند"فلاني در فلان سايت انرژي هسته اي كار ميكند."؟كجايند اين دانشمندان و كارشناسان و كاركنان انرژي هسته اي كه هيچ كس نميشناسدشان؟

۲)با دوستي صحبت ميكردم جمله اي قصار گفت حيفم آمد شما نشنويد.ميگفت:" چراغ هميشه نيمه افروخته بهتر از چراغ افروخته تابان و ناگهان خاموش است".منظورش وبلاگم بود .

 ميگفت : تند مينويسي.يكدفعه  بلايي سرت مي ايد كه ديگر اصلا" نميتواني بنويسي.

سخن اين دوست،  متين ،‌اما بعض طرفدارنظريه " يا همه يا هيچ اند" . فكر ميكنم من هم يكي از پيروان همين تفكر باشم.البته از شما چه پنهان  خيلي سعي ميكنم ملايم بنويسم و بگويم، ديگر بيش از اين خود سانسوري از توانم خارج است ضمنا" جمله قاب گرفته دکتر حسابی هم که در دفتر کارم هر روز خودنمایی میکند بیشتر به این حس دامن میزند.دکتر گفته:"دل هر ایرانی که برای ایران نمیطپد بهتراست هرگز نطپد".

نظر شما چیست؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 17:0  توسط ایران آزاد  | 

بالاخره پس از كش و قوسهاي فراوان خبر عفو 15 ملوان بازداشت شده بريتانيايي ديروز از زبان محمود احمدي نزاد رييس جمهور ايران در اقدامي غير منتظره و بعضا" غير قابل پيش بيني بيان گرديد و قرار شد اين ملوانان و تفنگداران انگليسي امروز پنج شنبه پس از 12 روز بازداشت از طريق خطوط هوايي به كشورشان بازگردانده شوند. 15ملوان بريتانيايي كه روز جمعه سوم فروردين 86 در خليج فارس به جرم تعرض به آبهاي ايران و ورود بدون مجوز به آن توسط نيروهاي ايراني دستگير شده بودند طبق اظهارات رييس جمهور "به خاطر ملت ايران بخشيده شدند" و به افرادي كه در دستگيري آنان نقش داشتند هم طي مراسمي نشان لياقت اعطا گرديد.

محل دستگيري اين ملوانان كه تا آخرين لحظات هم بين ايران و بريتانيا مورد توافق قرار نگرفت و ايران اصرار بر حضور آنان در آبهاي اين كشور(اروند رود) داشته و بريتانيا با اين ادعا كه افرادش مشغول گشت زني در آبهاي عراق بوده اند از پذيرش اتهام سر باز زد(البته خود اين ملوانان اظهار نمودندكه اشتباها"‌مسير را گم كرده و در آبهاي ايران دستگير شده اند و در اين خصوص عذرخواهي نيز كردند) بالاخره با تغيير روند موضع گيري بريتانيا و اعلام آمادگي براي مذاكره در اين خصوص  و همزمان با ملاقات سفير ايران با بازداشت شدگان اربيل با تصميم  حيرت برانگيزآزادي آنان از جانب احمدي نژاد كه تصميمات متهورانه اش در سراسر جهان زبانزد شده به پايان خوشي رسيد وتحسين جهانيان را برانگيخت و اميد است اين اقدام تهران باعث تجديد نظر ديدگاه سازمانهاي بين المللي در مورد ايران شده ودر ساير مسائل  از جمله مناقشات هسته اي ايران نيز نقش آفرين باشد..

دولت كه سال جديد را با دريافت قطعنامه تحريم (دومين قطعنامه تحريم عليه ايران) 1747 شوراي امنيت با شروع بدي آغاز كرده بود، طي روزهاي گذشته با هرچه بزرگتر كردن مسئله بازداشت ملوانان انگليسي  با زيركي هرچه تمامتر اذهان را از توجه به مسئله هسته اي منحرف كرده و در آخر با آزادي غير مترقبه آنان جهان را به پذيرش ادعاي هميشگي تهران مبني بر دفاع از صلح جهاني و فعاليتهاي صلح آميز وادار نمود.

البته پيشتر قرار بود تنها زن  حاضر در گره ملوانان دستگير شده زودتر آزاد شود كه اگر اين امرمحقق ميشد اگرچه ايران لااقل تا مدتها ازاتهام  نفي حقوق زنان مبرا ميگرديد اما از شوك و هيجاني كه از آزادي دسته جمعي و ناگهاني اين گروه به مجامع جهاني دست داد، ميكاست.

اين اقدام ايران كه با تشكر توني بلر نخست وزير انگليس،  .......... همراه بود شايد از هوشمندانه ترين اقدامات احمدي نژاد در طي دوران رياست جمهوري وي باشد كه اگر از اين فرصت بدست آمده به خوبي استفاده شود در روند پرونده هسته اي ايران قابل بهره برداري هاي بسياري است.

توني بلر كه در آخرين سخنانش قبل از ازادي اين نظاميان تهديد كرده بود كه اگر ايران ملوانان را هر چه زودتر آزاد نكند برخوردها وارد فاز جديدي خواهد شدكه البته بلر در اين مورد توضيح شفافي نداد و منظور از فاز جديد را صراحتا"بيان ننمود، اكنون بيان ميدارد كه انگليس هيچ گونه سو نيتي به ايران ندارد كه اين خود به تنهايي ميتواند راهگشاي بسياري از مسائل ايران و انگليس باشد.

.پيشتر  اين فكر هرچه بيشتر به ذهن جامعه بين الملل متبادر ميشد كه ايران در پي انتقام گيري است. انتقام از تصويب قطعنامهاي اخير و انتقام گروگان گرفتن افراد ايراني در اربيل كه اقدام احمدي نژاد بر تمام اين گمانه زنيها خط بطلان كشيده و بار ديگر ناتواني جهان را پيش گويي در مورد ايران اثبات كرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 16:14  توسط ایران آزاد  | 

 

متعجبم كه اينروزها از هر كسي كه فيلم" اخراجيها" آخرين ساخته مسعود ده نمكي را ديده راجع به آن ميپرسيم ميگويد:" خنده دار بود".به خوب و بد بودن يا مسائل فني فيلم كاري ندارم ، اما آيا "اخراجيها"‌واقعا"‌خنده دار بود؟ سينماي جنگ چگونه خنده دار ميشود؟حالا اگر يك سري شوخي هاي بامزه و بيمزه و بروز آوري smsها در خلال فيلم وجود دارد و لحظاتي صداي شليك خنده را به گوش سالن سينما ميرسند اين يعني فيلم خنده داربود؟كمدي بود؟ درست مثل اينكه مثلا" در مجلس ختم پدر آدم لحظه يا لحظاتي هم به دلايل مختلف پيش آيد كه موجب خنده صاحب عزا يا ديگران شود آيا پس از مجلس ختم ميشود گفت:خوش گذشت خيلي خنديديم؟! يا عجب مهماني شادي بود؟!

چگونه فليمي كه سيمرغ بهترين فيلم از ديد تماشاگران را ميگيرد تماشگرش نبايد به جز خنده به موضوع ديگري فكر كند؟ايا اين نقص كارگرداني است ؟ يعني كارگرداني كه ميخواسته سينماي جنگ را در لفاف طنز بپيچيد آنقدر در آفريدن خنده و شادي زياده روي ميكند كه اصل فيلم و پيام آن از دستش در ميرود يا اصلا"‌ميخواسته كمدي بسازد و چون  جبهه را از هر جاي ديگري بهتر ميشناسد كمدي جبهه ميسازد و اصولا" در بعضي سكانسها از دستش در ميرود و صحنه هاي جدي هم نشان ميدهد؟يا اساسا" اشكال از درك بيننده است كه فيلمي را كه ژانر دفاع مقدس يا همان جنگ دارد كمدي ميبيند؟

چگونه نمايش پر پر زدن جوانان و نوجوانان ميهن ميتواند خنده دار باشد؟ چگونه صحنه كلوز آپ  ردشدن تانك از روي پاهاي يك هموطن و له شدن  يك جوان، يك انسان ميتواند به ياد بيننده نماند اما جمله" آدم بايد چيز داشته باشه...." در ذهن اكثر بينندگان نقش بببندد؟

اگر با اكثر افراديكه اين فيلم را ديده اند صحبت كنيد كمتر كسي را ميابيد كه  با ديدن اين فيلم متاثر شده و گريه كرده باشد، البته منظورم از گريه از آن جنس اشكهايي نسيت كه گهگاه با ديدن فيلمهاي هندي جاري ميشود و باز نميگويم چرا وقتي قهرمان داستان شهيد شد كسي گريه نكرد .ميگويم چرا كمتر توجهي به جنگ جلب شد؟چرا كسي بچه هاي جنگ را در اين فيلم نديد؟آيا فجيع  تر از صحنه شيميايي شدن مردان و زنان و كودكان بيگناه در جهان وجود دارد؟آيا صحنه كشته شدن بچه هاي مدرسه اي پشت ميز و نيمكت مدرسه رعشه آور نيست؟آخر ما چگونه از ياد آوري اين وقايع تكان نميخوريم؟چگونه از كشته شدن برادرنمان كه اوج آن در صحنه اي نشان داده ميشود كه سيد مرتضي ايستاده و فرمان ميدهد نفر بعد نفر بعد نفر بعد  و اين نفرهاي بعد بي محابا ميدوند آنهم روي ميدان مين براي پاكسازي.اين نفرهاي بعد پودر شدن نفرهاي قبل از خود را در كمتر از چند لحظه ميبينند اما باز هم تعلل نميكنند.آخر كجاي دنيا اينگونه ميجنگند؟كجاي دنيا در چنين جنگ نابرابري حتي يك سانتي متر از خاكشان را نميدهند؟ ديگر امثال اين گوهرهاي ناياب را كي ميتوان يافت؟كاري ندارم كه رفتنشان از سر شور بوده يا شعور اما هرچه بود جان بر كف و حسين(ع) بر لب داشتند.آ

نقدر جان بر كف كه شنيده ام حتي بعد از اينكه از گردن به پايين فلج ميشوند و هيچ حركتي ندارند از مسئولان وقت به عنوان تنها درخواست تقاضا ميكنند كه حالا كه بدليل ناتواني مطلق هيچ كار نميتوانند انجام دهند لااقل تنشان به عنوان كيسه شن روي سنگرها قرار گيرد تا از سلول سلولشان براي اين آب و خاك استفاده شده باشد!بزرگمردي و پايمرديشان را چگونه به رشته كلام و كلمه بركشيم ؟نمايش ايثارشان در چه صحنه اي ممكن است؟

اگر چه خوشبینانه اميدواريم ديگر هرگز چهره عصيانزده جنگ را در اين مرز و بوم شاهد نباشيم و اينبار بي ترمز راندنمان باعث خاك و خوني دوباره نشود ، اما اگر جنگي به پا شود آيا باز هم هستند زنان و مرداني كه براي دفاع از شرف و عزت براي دفاع از حق عليه باطل سر و جان دهند؟آيا همچنان از زمين كنده شدگاني داريم كه فقط به آسمان بنگرند؟

چرا ما حتي در فيلمي كه سازنده اش هم  از همان جنس است ديگر اين گوهر سرشتان را در نميابيم؟اينجاست كه بايد بگويم:"آقاي كارگردان يك جاي كارت لنگ ميزند! البته از حيت مسائل فني و دكوپاژ و قرينه سازي وديالوگ نويسي و شخصيت پردازي (كه در واقع فقط تيپ سازي بود نه شخصيت پردازي) ....كه خيلي از جاهاي كار ميلنگد كل فيلم كپي موفقي است از "ليلي با من است" و خلاصه اش اين كه چند نفر اراذل و اوباش به دلايلي راهي جبهه شده اند و در آنجا تحت تاثير جو حاكم منفلب ميشوند و گوي سبقت از خاص ترين ها ميربايند.اما شما در همين نشان دادن جبهه و بچه هاي جنگ هم كه احتمالا" آرمانت بوده توفيق حاصل نكرده اي كما اينكه كمتر كسي  بدو بدو هاي خبرنگار جنگي ات را و كشته شدن محسنت را ديد وحتي شهيد شدن مجيد سوزوكي ات نقطه عطف فيلم نبود .شايد فيلمي ديگر....

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 11:42  توسط ایران آزاد  | 

  

 

 منوچهر متكي وزير امور خارجه ايران سخنان سخنگويش را دال بر" آزادي  تنها زن گروه ملوانان دستگير شده بريتانيايي تا روز پنج شنبه" تكذيب  نمود.در پي رد اين سخنان و آزاد نشدن فرد مذكور و همچنين تهديدات توني بلر مبني بر اينكه اگر ايران هرچه زودترملوانان بريتانيايي را آزاد نكند برخوردها وارد فاز جديدي خواهد شد گمانه زنيها در مورد وخامت اوضاع شدت بيشتري پيدا كرده است ، اگر چه  بلر در اين مورد توضيح شفافي نداده و منظور از فاز جديد را صراحتا"بيان ننموده است.

15ملوان بريتانيايي كه روز جمعه سوم فروردين 86 در خليج فارس به جرم تعرض به آبهاي ايران و ورود بدون مجوز به آن توسط نيروهاي ايراني دستگير شده بودند هنوز بعد از گذشت حدود يكهفته تعيين تكليف نشده و درخواست انگليس براي ديدار سفير اين كشور با اين بازداشت شدگان هنوز عملي نشده است.اگرچه جمهوري اسلامي خبر از سلامت كامل اين افراد ميدهد و خانم فی تونی كه تنها زن حاضر در اين گروه است طي تصاويرتلويزيوني از سلامت خود و همكارانش خبر داده و از برخورد خوب ايرانيها ياد كرده است  اما مقامات انگليسي به شدت پيگير ديدار با آنان و آزادي افرادشان هستند كه البته اگر روشن شدن تكليف آنان كمي بيشتر به طول بيانجامد ممكن است عواقب نه چندان خوشايندي براي ايران داشته باشد .وي همچنين اظهار نموده كه اشتباها"‌مسير را گم كده و در آبهاي ايران دستگير شده اند و در اين خصوص عذرخواهي نيز كرده است اما مقامات بريتانيايي از اعمال فشار براي ايراد چنين سخناني ياد كرده اند.

 با توجه به اينكه تاريخ دستگيري آنان درست  يكروز پس ازصدورقطعنامه 1747 شوراي امنيت عليه ايران است و انگليس در تصويب اين قطعنامه نقش پررنگي ايفا نموده است اين فكر هرچه بيشتر به ذهن جامعه بين الملل متبادر ميشود كه ايران در پي انتقام گيري است. انتقام از تصويب قطعنامههاي اخير و انتقام گروگان گرفتن افراد ايراني در اربيل.

زيرا اغلب درعرف بين الملل در چنين مواردي ازافراد بازجويي صورت گرفته وحداكثر ظرف 48 ساعت يا با عذرخواهي يا پرداخت جريمه نقدي قضيه فيصله ميابد.

اما اكنون كه در سال نوي ما با تصويب يك قطعنامه جهاني عليه كشورمان آغاز شده و هنوز ماه  اول سال به نيمه نرسيده با رزمايش آمريكا در خليج فارس و حضور يكصد جنگنده در اين مانور روبروايم كه قطعا" حداقل هدفش به رخ كشيدن قدرت نظامي و ايجاد رعب و وحشت هرچه بيشتر در منطقه است ، شايد بلاتكليف نگهداشتن 15 عضو نيروي دريايي بريتانيا و ادامه بازداشت آنا چندان به نفع ما نباشد.مخصوصا" كه رابرت گيتس وزير دفاع آمريكا در سخناني انجام اين مانور را حامل خبر براي ايران دانسته است كه البته ما با انواع تهديدات و جنگهاي رواني اي كه اغلب برايمان براه افتاده نا آشنا نيستيم اما هرچه باشد هنوز منطقه دستگيري اين ملوانان بين ايران و بريتانيا مورد توافق قرار نگرفته و ايران اصرار بر حضور آنان در آبهاي اين كشور(اروند رود) داشته و بريتانيا با اين ادعا كه افرادش مشغول گشت زني در آبهاي عراق بوده اند از پذيرش اتهام سر باز زده است كه البته ادعايش توسط عراق نيز تاييد گرديده است.

احتمالا" ميدانيد يكي از مواقعي كه مديريت مشورتي توصيه نميشود مديرت بحران است،‌پس بهتر است در اين شرايط بحراني از رايزنيهاي مختلف و احتملا" لجاجتهاي موجود دست برداشته و با يكسره كردن موضوع يا بياييم و هدف دار بودن حضور آنان را با مدارك مستدل اثبات كنيم و تمام و يا هرچه زودتر آزادشان نماييم و خلاص.

+ نوشته شده در  جمعه دهم فروردین 1386ساعت 9:14  توسط ایران آزاد  | 

سلام

عجیب خسته شدم از این دید و بازدیدها و مراسم احمقانه سال نو! البته ببخشید که اولین پستم را در این سال جدید با چنین جمله ای شروع کردم اما دیگه واقعا" طاقتم تمام شده است.آخر من نمیفهمم حکمت این دید و بازدیدهای ابلهانه که اغلبشان به بیش از نیم ساعت هم نمیرسد چیست؟از این سر شهر بکوب برو آن سر شهر برای دیدن کسانی که دیدارشان فقط رفع تکلیف است.من نمیدانم تا به کی میخواهیم در قید و بند این سنتها بمانیم و بپوسیم؟

 شخصی که بنابر رفع مسئولیت به دیدنش رفته بودم میگفت "خوبه این عید نوروز هست که لااقل سالی یکار همدیگه رو ببینیم!!!" هیچ کس نیست به این بنده خدا بگوید" آخر عزیز برادر اگر کسی تمایل به دیدن تو داشته باشد در تمام طول سال آنقدر وقت هست که بتواند به دیدنت بیاید و اگر فقط سالی یکبار افراد را میبینی که به دیدنت میایند یقین بدان که از سر اجبار بوده و با نهایت دل نا خوشی!"

رفتن به دیدن برخی به یکطرف این بازدید پس دادنشان به طرف دیگر.یکسال شبانه روز کار کرده ای و جان کنده ای حالا سه یا حداکثر چهار روز در خانه ای و میخواهی استراحت کنی و مثلا" خود را برای شروع سالی دیگر و تلاشی دوباره آماده نمایی و دل خوشی که در این روزها مینشینی با خیال راحت کتاب میخوانی موسیقی گوش میکنی سی.دی فروغ میگذاری ""و مینویسی و میخوانی.تمام سختی این ماه گند اسفند را با همین امید به سر آورده ای که لااقل چند روز در سال راحتی و کسی مزاحمت نمیشود و برای خوابیدن صبح لازم نیست مرخصی بگیری و برای سینما رفتن نیازی به زدن از سر و ته کارت نیست.اما دریغ که روز اول و دوم فروردین که عده ای منتظرتند تا بروی دستبوسشان .خیلی که زرنگ باشی دوروزه سروتهش را به هم برسانی.بعد فکر میکنی خب دیگه راحت شدم از فردا حال میکنم.اما.....هنوز صبح نشده مدام تلفنت زنگ میزند تا گیرت بیاورند و سرت خراب شوند .لامذهبها مهلت نمیدهند یکساعت نفس بکشی.این میرود آن می آید .به اندازه یک نفس فرصت نمیکنی لباس راحتی بپوشی و روی راحتی یله بدهی.همه هم توقع دارند با اصرار و التماس شام و ناهار نگهشان داری.خیلی که پررو باشی از زیر این یکی یکجوری در بروی.خلاصه این چند روز هم با همین اوضاع افتضاح میگذرد و تو خدا خدا میکنی که زودتر برگردی سرکار و از اینهمه سنت مزخرف خلاص شوی.واقعا" چرا ما این شجاعت را نداریم که در برابر سنتهایی که به هر نحوی آزارمان میدهد ایستادگی کنیم.

حالا تمام سختی این روزها برای امثال من و شما در تحمل عده ای ناعزیز خلاصه بوده اما هستند در همین مرز و بوم (و کم هم نیستند) کسانیکه برای تهیه میوه و شیرینی شب عید که جز لاینفک پذیرایی است به هر دری زده اند تا آبرو داری کرده باشند.هستند پدرانی که برای خرید رخت و لباس شب عید فرزندانشان عرق شرم بر پیشانیشان نشسته و هستند مادرانی که از نداشتن عیدی کوچکی برای کودکانشان سر سفره هفت سین خود را به خواب زده اند...

 

بعدالتحریر:

۱)توصیه میکنم اگر شما هم مثل بنده از دیدن افرادی که علاقه ای به دیدارشان ندارید اینهمه آشفته میشوید همان اول عید به همه اعلام کنید که سفرید و کلیه تلفنها و راههای ارتباطیتان را هم قطع کنید تا حداقل چند روز در سال مال خودتان باشید و از بند این سنتها آزاد.

۲)دیدن برخی عزیزان در هر دهه یکبار میسر میشه و برخی ناعزیزان....

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 13:7  توسط ایران آزاد  |