تبليغاتX
ایران آزاد - گپي در گوشي با همجنسان خودم

به اندازه يك پست دست از سر اين بقول بي بي " بي پدرو مادر" (سياست) برميدارم و چون اين يك پست كاملا" زنانه است آقايان تا پست بعدي ميتوانند آنتراكت داشته باشند. 

واقعا"‌من نمي فهمم ما زنها چرا هميشه توقع داريم همسرمان تا آخرعمر،ما را با هر وضعيتي كه داريم بخواهد و بقول خودمان به ما خيانت نكند. واقعا" مگر ما چه تاجي به سرش ميزنيم كه فكر ميكنيم او بايد از اينهمه حوري بهشتي كه گوشه كنار خيابانهاي اين شهر ريخته چشم بپوشد(از بحثهاي فمينيستي تساوي حقوق زن و مرد و...فعلا" چشم بپوشيد و با واقعيت هاي موجود ادامه مطلب را بخوانيد) و حداقل از حق صيغه كه يكي از شرعي ترين حقوق اوست به آساني بگذرد و با وفاداري كامل دسته گل به دست هرشب با اشتياق زنگ در خانه را بزندتا ما احتمالا" دستهايمان را با پيش بند اشپزخانه پاك كنيم (البته اگر زني زرنگ و كاري و باصطلاح خانه دار باشيم) ، يا تازه از خواب بيدار شويم يا اگر مثلا" مثل بنده خيلي اهل نمايش روشنفكري باشيم از پشت لپ تاپ يا ميز كامپيوتر بلند شويم و در را بزور رويش باز كنيم و با يك سلام نصفه و نيمه به ادامه كارمان بازگرديم و تا اين بيچاره ميايد لباسش را عوض كند لااقل 5 نوع از انواع مختلف غر را سرش زده ايم كه مثلا" مادرت زنگ زد فلان چيز را گفت يا بهمان چيز را لازم داريم يا فلان مشكل برايمان پيش آمده و....كه اغلب اين غرولند ها پايش به سر ميز يا سفره شام هم ميرسد. البته اين روزگارها قربانش بروم ، شام درست كردنمان يا محدود شده به زنگ زدن به پيتزايي محل يا اگر خيلي هنر كرده باشيم به پختن يك ماكاروني .بعد از شام هم اگر شاغل باشيم كه ديگر ناي حرف زدن نداريم و لالا .اگر هم شاغل نباشيم كه تازه سر شبمان است و فكر آن بنده خدايي را كه دوباره فردا صبح ميخواهد كله سحر از خواب بيدار شود نميكنيم و شروع ميكنيم به حرف زدن و اغلب غر زدن و بعضا" متلك گفتن كه فلاني را ببين فلان كار را براي همسرش كرده و قس عليهذا.بعد از دوسه ساعت كه اين بدبخت يا توضيح داد يا گوش كرد(البته اگر شانس بياورد و اين وسط كار به دعوا مرافه {نميدانم شاييد هم مرافعه!} نكشد) و ديگر از فرط خستگي نا ندارد ما هم كم كم خوابمان گرفته و با همان لباس معمول به رختخواب ميرويم و پشت به آقا لالا.

انصافا"ما كه براي ديدن يك دوست معمولي كلي لباس عوض ميكنيم و آرايش و پيرايش را به نهايت ميرسانيم  و به جاي كمد لباس اتاق لباس داريم معمولا" براي خواب چند دست لباس مخصوص و مناسب داريم؟

 چقدر به ظاهرمان براي شوهرمان فكر ميكنيم نه براي فلان ميهماني يا فلان جشن.چند نفر از ما تاكنون براي عروسي اي كه چند ماه آينده قرار است در فاميل برگزار شود رژيم لاغري نگرفته و براي سلامتي و خوشايند شوهرش اين كار را انجام داده؟توجه به وزن كه تقريبا" فقط به يك ادعا و بيشتر مد تبديل شده وگرنه از كاهش وزن اساسي يا حداقل جلوگيري از چاقي خبري نيست .

خانم مرز 80 كيلو را هم رد كرده باز ادعاي توجه به تناسب دارد.واقعا" هر كدام از ما چند زن را ميشانسيم كه بعد از ازدواج و بالاخص پس از زايمان بيش از3-4 كيلو كه طبيعي است وزن اضافه نكرده باشند و انصافا" چند زن را ميشناسيم كه اصلا" اضافه وزن نداشته باشند؟همه فقط در حد ادعا.جالب اينجاست كه اغلب حتي جرات ندارند جلوي دوستاني كه در حضورشان ادعاي تناسب وزن دارن روي ترازو بروند!!!چون معمولا" با 10 كيلو انحراف وزنشان را بيان ميدارند.در واقع اينروزها پنهان كردن عدد وزن بيش از پنهان كردن عدد سن در خانمها شايع است.

البته اين دليل بر اهميت ندادن خانمها به ظاهرشان نيست بلكه ما براي رفتن به يك مهماني معمولي اصولا" از چند روز قبل به دنبال بهترين گنهاي لاغري هستيم و مشغول اپيلاسيون و مانيكور و پديكور . و روز موعود هم تا يك صد هزارتوماني سبز بابت آرايش سر و صورت به سالن دار ندهيم دست بردار نيستيم و همچنين كه موقع عيد و ديد و بازديدها ميشود در گرانقيمت ترين سالنهاي آرايش از 5 صبح نوبت مينشينيم تا 12 شب مثلا" براي مش يا فر كه چشم صغري خانم و كبري خانم با ديدن موي افشان ما از حدقه بيرون بزند.

اما در حالت عادي اگر ميهماني اي  چيزي پيش نيايد حمام  رفتنمان هم زوري است . راجع به ناخن اكثر خانمها (البته منظور كل اين متن خانمهاي شوهردار و خانه زندگي دار است نه اينهايي كه يا دختران مجردند يا مدلهاي پراكنده در خيابانها) هم كه حرف نزنم بهتر است .زيرا اغلب با ديدن دست زنها يا به ياد سبزي قرمه مي افتيم يا بادمجان سرخ كرده.

حالا خودمانيم ، اين بندگان خدا(مردهايمان) يك غلطي كردند و روزي كه ما 50 كيلو وزن داشتيم و تر گل ور گل بوديم و بند كفشمان هم با بد عينكمان ست بود و زير ابرويمان از الآنمان تميز تر گول خوردند و ما را گرفتند حالا بايد تا آخر عمر با اين بوم غلتان 90 كيلويي بو گندو بسازند و دم بر نياورند كه چه كه  ما خرمان از پل گذشت و بي خيال همه چيز شديم و زندگي مان يا شده شست و شو و رفت و روب و خود را وقف شوهر و بچه ها كردن  يا تنبلي و تن آسايي؟

واقعا"ما چرا ما با اين طرز تفكر ساده لوحانه خو گرفته ايم كه مرد اگر خوب باشد با هر شرايطي زنش را ميخواهد و اگر بد باشد بهترين را هم كه داشته باشد باز چشم و دلش ميدود؟من اين مطلب را در خصوص استثنائات رد نميكنم اما خوب و بد بودن با توجه به شرايط معنا پيدا ميكند واين فكر جز براي خود گول زدن فايده ديگري ندارد.

در اينجا اگر فكر ميكنيد كه خب انها هم همانهايي نيستند كه روز اول بودند بايد عرض كنم اولا" در بدترين شرايط هم آنها به اندازه ما تنزل نميكنند و متاسفانه در اغلب موارد در اثر توجهات و فداكاريهاي ما به آنها روز به روز  بهتر هم  شده اند و فقط مايمم كه در سرشيبي سقوط با اين شيب گرفتاريم.

حالا خود دانيد...
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 0:27  توسط ایران آزاد  |